تبليغاتX
بــه وبــلاگ آرزوهــا خـوش آمــدید
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری قانون عشق:يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود ...
توجه توجه توجه یه خبر خیلی توپ براتون دارم . کرک آنتی ویروس پر طرفدار کاسپراسکای نسخه 6 رو توسط یکی از دوستای گلم تا سال 2010 از طریق ویزا کارت به مبلغ 1.5 یورو برام کادو داده ایمیل کرده حالا هر کدوم از دوستای گلم کرک این آنتی ویروس فوق العاده رو نداره تو قسمت نظرات ایمیل شو برام بزاره تا براش رایگان بفرستم . فقط یه چیزی بگم . خداییش این کرک رو کمتر کسی داره ها من میتونم اینو تو اونیکی وبلاگم بزارم که کلی طرفدار میاره . ولی میخوام فقط اونایی که عضو پیوند هام هستند استفاده کنند . با تشکر . مدیر وبلاگ آرزوها عادل سلطانی   
بــه وبــلاگ آرزوهــا خـوش آمــدید
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
عاشقانه ترین نگاهم

 

 

 

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

 

 

در غریبی ناله ها کردم کسی یادم نکرد ، در قفس جاندادم و صیاد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگی سیرم نمود، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

 

 

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد !...

 

 

در شهری به نام "عشق" کوهی است به نام "محبت" و از آن کوه رودی می گذرد به نام "صفا" و در آن رود جویباری می رود به نام "وفا" و همه با هم به آبگیری می ریزند به نام "وداع

 

thanx moein

 

آسمون می تونه مطمئن باشه که روزی آفتابی میشه واین جدایی تموم میشه اماعاشق، منتظروغمگین ازجدایی می تونه مطمئن باشه؟شایدآسمون راهشوبلده...

 

 

كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها

 

 

مي خواهم ايمان داشته باشم كه هر چيزي ممكن است و مي خواهم كه از پيچيدگي دنيا بي خبر باشم . مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود بر گردم . نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي گناه ونفرت از يارهاي نيمه راه .

 

تو را قسم به عشق که در دلم جوانه زد تو را قسم به اشک که در چشمانم حلقه زده تو را قسم به شرافت و مردانگي تو را قسم به پاکي و صافي تو را قسم به عشقهاي بي پايان سحرگاه چون شبنمي بر گلبرگ هاي من باش و با طلوع آفتاب نرو  

 

 کلمه ی چهار حرفی دنیا خیلی بیشتر از اینه که توی اون فقط دنبال یک کلمه ی سه حرفی عشق رفت بلکه باید دنبال کلمه ی چهار حرفی زیبا.پنج حرفی زندگی.شش حرفی سلامتی.هفت حرفی سربلندی هشت حرفی امید واری و...بگردیم 

        

ديدی                                عشقی

نبود در تار و پودش           ديدی گفت عاشقه عاشق

  نبودش     

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردی نمونده پيشت، ديدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و  گنجشك  كلاغای

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توی دنيای خاموشی  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشی  ،  شده كارش فراموشی  ،  ديگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستی  توی  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم كه تو می دونی،سرخاك

تو می ميرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گيرم

دل از

             تو           

قانون عشق:

يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ...

 و عشق از طرف اون شروع ميشه ...

 تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ...

اما دختر باور نميكنه ...

 چون يك چيزهايي ديده و شنديده ...

 تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ...

 ميره با يكي ديگه ...

 بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ...

اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ...

اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود ...

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط : عـــادل

RSS